سنگ کور

ای رفته ز دل! رفته ز بر! رفته ز خاطر!

بر من منگر تاب نگاه تو ندارم

بر من منگر؛ زانکه به جز تلخی اندوه

در خاطر از آن چشم سیاه تو ندارم...

ای رفته ز دل راست بگو بهر چه امشب

با خاطره ها آمده ای باز به سویم؟

گر آمده ای از پی آن دلبر دلخواه

من او نیَم, او مرده و من سایه ی اویم!...

من او نیَم آخر دل من سرد و سیاه است

او در دل سودازده از عشق, شرر داشت

او در همه جا با همه کس در همه احوال

سودای تو را ای بُت بی مهر! به سر داشت...

من او نیَم این دیده ی من گنگ و خموش است

در دیده ی او آنهمه گفتار نهان بود

وان عشق غم آلوده در آن نرگس شبرنگ

مرموز تر از تیرگی شامگهان بود...

من او نیَم، آری، لب من این لب بیرنگ

دیریست که با خنده ای از عشق تو نشکفت

اما به لب او همه دم خنده ی جان بخش

مهتاب صفت بر گل شبنم زده می خفت...

بر من منگر تاب نگاه تو ندارم

آن کس که تو میخواهی اش از من به خدا مُرد!

او در تن من بود و ندانم که به ناگاه

چون دید و چه ها کرد و کجا رفت و چرا مُرد!...

من گور وی اَم، گور وی اَم بر تن گرمش

افسردگی و سردی کافور نهادم

او مرده و در سینه ی من این دل بی مهر

سنگی است که من بر سر آن گور نهادم...

 

/ 1 نظر / 15 بازدید
س

Mano dos dari ino bekhon. Farda roze jahanye I LOVE YOU e. Age ino gerefti yani yeki doset dare. Ino baraye 10 nafar(age manam dost dari vase man ham) befrest ta 143 daghigheye dge behtarin roze toe. Emshab eshgh vagheiet sabet mikone ke doset dare. S@at 14 farda ye etefaghe khob barat miyofte. Baraye bozorgtarin shok zendegit amade bash... @么么哒