نغمه ی حسرت

کاش چون پاییز بودم

کاش چون پاییز بودم...

کاش چون پاییز خاموش و ملال انگیز بودم...

برگهای آرزوهایم یکایک زرد می شد

آفتاب دیدگانم سرد می شد

آسمان سینه ام پر درد می شد...

ناگهان طوفان اندوهی به جانم چنگ میزد

اشکهایم همچو باران،

دامنم را رنگ زرد میزد...

وه چه زیبا بود اگر پاییز بودم

وحشی و پر شور و رنگ آمیز بودم!

نغمه ی من

همچو آوای نسیم پر شکسته

عطر غم میریخت بر دلهای خسته

سینه ام؛

منزلگه اندوه و درد و بدگمانی...

کاش چون پاییز بودم...

/ 1 نظر / 35 بازدید
پریا

سلام شعرزیبای خوشحال میشم به وب منم سربزنی