پرواز با خورشید

شعر و ادب verse and litrature



نویسنده : جمشید ترابی پاریزی ; ساعت ۱٢:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٩/٤

شرمنده از خود نیستم گر چون مسیحا,

آنجا که فریاد از جگر باید کشیدن؛

من، با صبوری، بر جگر دندان فشردم...

...

شب های بی پایان نخفتم

پیغام انسان را به انسان باز گفتم

حرفم نسیمی از دیار آشتی بود

در خارزار دشمنی ها

شاید که توفانی گران بایست می بود

تا بر کَنَد بنیان این اهریمنی ها